|
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران است..!
|
اهل میم
میکنم اعلام خطر
کعبه را همچون بت دارم به نظر
از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم
خون صد شیخ به یک مست روا خواهم ساخت
از کجا میدونی راحت جون داد ..!
من نمیدونم چرا بعضی از مردم در مورد اونی که مرده اینطوری حرف می زنند. میگن راحت مرد یا می گن سخت مرد...دیشب وقتی خواب بود خیلی راحت مرد.مثل یک پروانه.
آخه تو از کجا میدونی چطوری مرده٬ مگر تو ازرائیلی ؟!؟
اون بدبخت جون داده این مشخص میکنه سخت بود یا آسون٬انگاری امتحان پایان ترمه.
بقیش برای بعد............!
امروز اونقدرا از دست کسی شاکی نیستم٬ تازه فاز مهربونی هم دارم و می خوام یه شعر در مورد ایران عزیزم بنویسم٬ اما نه این ایرانی که حالا هست...اون ایرانی که من دلم می خواد.
اگر ایران بجز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم
اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانه ها را دوست دارم
اگر آب و هوایش دلنشین نیست من این آب و هوا را دوست دارم
بشوق دشتهای سرد و خشکش من این فرسوده پا را دوست دارم
من این دلکش زمین را میپرستم من این روشن سما را دوست دارم
اگر بر من ز ایرانی رود زور من این زور آزما را دوست دارم
اگر آلوده دامانید اگر پاک من ای مردم شما را دوست دارم