تبليغاتX
زنده بادپرندگاني كه پاييزرا تاب نياوردند
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران است..!
داره بارون میباره..!

ساعت ۱:۳۲ دقیقست که من اومدم خونه.

خیسه خیسم..!

علت گفتن وضعیتم رو نمی دونم ولی گفتم چون بارونه خوبی بود..یعنی خوبی هست چون هنوز داره میباره.

راستی اوضاع این رای گیری بازی ها چی شد ؟!؟

من که نرفتم ۳جلدم رو مهر بزنم...تا حالا هم هیچ مهر زشت و کثیف قرمز و یا آبی و یا سبزی توی ۳جلد قشنگم نخورده که بخواد کثیف بشه...!
مهر بخوره که چی ؟!؟

که هر وقت کسی خواست شناسنامم رو ببینه بگه به به .. چه چه .. شما انسانی درست و خوشفکر بودید که در رای گیری و چگونگی صورت گرفتن سرنوشتتان...خود تصمیم گرفتید..!

اه...حالم به هم میخوره از این شرکت کردنها توی سرنوشتهایی که هیچ تاْثیری نداره...فقط کثیف کردن شناسنامست و بس.

فقط میگن رای گیری...هرکسی که خودشون بخواند رو مورد رای مردم قرار میدند نه اونی که مردم خودشون انتخاب کردند.

یه سوال دارم..!

خداییش "اگه تا حالا رای دادی ها"تا حالا به اونایی که رای دادی شناختی نسبت بهشون داشتی یا فقط شناختت در حد همین تبلیغات خیابونی و تلوزیونی بوده ؟!؟

تا حالا هر کسی اومده رو کار "از هر رای گیری دست جمعی و مردمی"اون کارهایی رو که قبل از انتخابش قولش رو داده بود انجام داده ؟!؟

نه...........................!

هیچ کدمشون انجام ندادند و نمیدند و نخواهند داد.

اگر مردم از این مملکتشون راضی بودند ولی از کاندیدا راضی نبودند حداقل میومدند و و کاغذ سفید رو توی صندوق می انداختند نه که اصلا رای ندند و تلوزیون های ایرونی هم فیلم های قدیمی نشون میدند...فکر کردند مردم خرند...!

آخه تفاوت فیلم های ۴سال پیش با حالا کاملا معلومه..از کیفیتش..از ترکیب رنگها...از سر و تیپ مردم..!

آخه همیشه که موقع رای گیری توی یک شهر بارون نمی باره ؟!؟

یا همیشه سرد باشه ..!

آخه هر چی اخبار نشون میده مثل همون سالهای قبلی هستش و همونا با همون سرو تیپ و توی همون آب و هوا اومدند و دارند رای میدند..........................!

بابا همه ی این فیلما دروغه..!اصلا کسی رای نمیده..!

آخه اگر این همه آدم رفته بودند پای صندوق که رای ها خیلی از اینی که هست بیشتر میشد.

ای بابا ...

برم سراغ همون آسمون خودم بهتره که داشت میبارید.

آسمون دیگه نمی باره...همه ابرا رفتند کنار...آسمون هم داره به این مردم و این دولت با لب حلال مانند پر نورش می خنده...دیگه واسه کی گریه کنه ؟!؟

مگر از فرشته ها کم شده ؟!؟

نه بابا...خبری نیست..!گریش هم برای این مردم بود که چرا این همه خرند"بلا نسبت شما"دیگه داره از غم زیاد آسمون هم دیوونه میشه.......! یکم می خنده .. یکم هم گریه می کنه..!

آسمون قبلا قبله ی همه ی آدمها ی تنها و بیکس و عاشق بود..امروز حتی به ستارهاشم رحم نکردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 آذر1385ساعت 1:12 قبل از ظهر  بدست  MaMaD.ShiShe  | 

تنهایی تموم وجودمه-من رو تنها نزارید

سلام

نمی دونم چی شده..!

نمی دونم چرا اینطوری شده..!
هر روز یک نفر داره جونش رو از دست میده و عده ای از مردم هم قبل از تموم شدن محلتی که خدا"حالا هر خدایی که دوست داری در نظر بگیر-چه خدای مسلمونا و مسیحیا٬چه خدای ...-هر خدایی"بهشون داده میمیرند و یا میمیرانند"این کلمه درسته در لغت یکم نا آشناست ولی کشته میشوند بهتره-در لغت-ولی چون می خواستم قشنگ تر جلوه کنه این کلمه رو ساختم-یه دفعه به مغزم خطور کرد-یاقبلا شنیده بودم و یا خودم ساختمش".

هر روز میاند و بهمون می گند فلانی مرد٬فلانی خودش رو دار زد و یک نامه هم داشته بود که من از هیچ کسی شکایت ندارم و از زندگی سیر شده بودم-ویا خودشون رو با تفنگ میکشند و ...!

آخه چرا ؟!؟

مگر در اسلام گفته نشده که خود کشی حرام است ؟!؟

پس چرا همه دارن خودکشی میکنند ؟!؟

نکنه اونا از یک چیزایی باخبر شدن در مورد دنیایی که میگن وجود داره"پس از مرگ"و میخوان خودشون نفر اول باشند که میرن اونجا -شایدم ...بهتره این یکی شاید رو نگم..!

خوب بنظر من همه ی این خودکشی ها و مرگ و میر ها زیر سر دولت هستش.

از بس مردم رو محدود می کنند-از بس گیر میدن-نمی زارند یه دختر با یه پسری که در ظاهر همدیگر رو دوست دارند با هم باشند.

آخه آخوند مومن-رئیس جمهور جان و دولت مرد عزیز و نخست وزیر گرامی و ... سیاست از دین جداست. 

می تونید بفهمید ؟!؟           

می فهمیدها اما برای منافع خودتون خودتون رو میزنید به نفهمی-هر کس هم میگه دین از سیاست جدا بشه یا به زور از خودتون میکنیدش و یا می کشیدش.

بعد هم میگید چرا جوانهای ما به هرزگی کشییده میشوند..!

یادمه با یکی از بادیگاردهای قدیم دولتی همسفر شدم"با قطار"بحث از دستشویی رفتن کشیده شد به دولت"سیاست".

یه داستانی برام تعریف کرد-یعنی داستانی که خودش دیده بود و شنیده بود:

گفت در زمانی که تازه ایران٬ اسلامی شده بود یکی از دولت مردها میاد پیش حاج سید...و از اون میخواد که به دستور رئیس جمهور یک نامه بنویسه که متن نامه به شرح زیر باشه:

"شرحش رو که کامل نمیدونم ولی لپ کلام این بوده که:"از رئیس جمهور به خواست پنهانی رئیس جمهور از خود وی درخواست شود که شهر نور را از بین ببرند.

حاج سید...هم در جواب این درخواست فرموده بودند که اگر شما  شهر نور را از بین ببرید در آینده کل کشور شهر نور میشود.

توضیح:شهر نور جایی بوده که زنهای فاحشه در اونجا برای ارضای مردان خود فروشی می کردند"صد البته با رضایت خودشون و نه به زور"

خوب ولی دولت احمق حرف اون عالم رو گوش نداد و شهر رو ویران کرد-نتیجش رو هم دید- فکر کنم خودمون هم داریم میبینیم که کشورمون شهر نور شده.

دیگه جایی نیست که مردها بتونن برای ارضای جنسی خودشون به اونجا برند . مجبور میشند که برای این کار به نوامیس پاک و سالم دیگران هجوم ببرند و همه ی زن ها رو به فساد بکشند٬حتی صد مرتبه بدتر از خودفروشان غربی.

اجاق خونه میسوزه و سرده٬ببین سرما چه کرده

ای وای از اون روزی که گردونه به کام ما نگرده

---------------------------------------------------------------------------------

برگی دیگه نیست روی درختا٬سرماست فقط میونه برفا

هرچی که بوده توی طبیعت٬قایم کرده یکی میونه برفا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آذر1385ساعت 0:48 قبل از ظهر  بدست  MaMaD.ShiShe  | 

 
Plain Text Attachment [ Scan and Save to Computer | Save to Yahoo! Briefcase ]