تبليغاتX
زنده بادپرندگاني كه پاييزرا تاب نياوردند - سخت است
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران است..!
سلام

احساسم در لحظه ی نوشتن این پست: دارم از دست این احمق های دولتمرد کشورمون و رهبر و٬ و٬ ... بد شاکی میشم٬ دارم می ترکم.

علت: ۲ یا ۳ روز پیش شبکه ی ۱ ماهواره"ChaNNel One"داشت در مورد یک سید حرف میزد.موضوع از این قرار بود که این سید یک آخوند بود به نام آقای بروجردی.ایشون میرند پیش مقام به ظاهر معظم رهبری و در مورد جدا کردن دین از سیاست صحبت می کنند و در خواست جدا شدن این دو رو از هم میدند و بعد به شهرشون بر میگردنند.

بعد از مدتی از طرف مقام نامعظم رهبری یک نامه برای آقای بروجردی صادر می شه و توی این نامه نوشته شده بود که آقای بروجردی یا میای از ما میشی و وارد حکومت ما میشی"بطور غیر مستقیم از ایشون در خواست ساکت شدن کردن"و یا عزیزانت رو از دست میدی.

آقای بروجردی هم در حضور جمع بسیاری از مردم تمام این حرفهای ناگفته رو بازگو کرد و شبکه ی ۱ از این آقا پشتیبانی کرد و تمام سخنرانی ایشون رو پخش کرد که من بصورت خلاصه لپ کلام رو براتون گفتم.

امیدوارم دولتمردها و رهبر کشوری که داخل اون در حال نگاه کردن به فرسوده شدن زمان هستیم رو خوب بشناسیم که پشت پرده چکارن و جلوی پرده چه مومن هایی.

نتیجه گیری: آغوش گرم تو آخرین نقطه ی پایان سردی هاست.

زندگی را بسختی آغاز کردم و با مشقت گذراندم

به امید زندگی در عدل و آرامش

به امید دیدن روی خوش زندگی

به امید بودن زیر سایه ی اسلام

ولی مردان دولتم٬ زندگیم را به پایان رساندند

عشقم را بیروح کردند و روحم را کشتند

در زیر نام اسلام.

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 1:32 قبل از ظهر  بدست  MaMaD.ShiShe  | 

 
Plain Text Attachment [ Scan and Save to Computer | Save to Yahoo! Briefcase ]