تبليغاتX
زنده بادپرندگاني كه پاييزرا تاب نياوردند - بخواب تا بیدار های خواب را نبینی
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران است..!
من دیگه نمی تونم ...... !

من دیگه نمی تونم ادامه بدم.

چرا باید دنیا اینقدر سیاه و تاریک باشه که کودکی که بدنیا میاد از همون اول بخواد برگرده.

آره شاید فکر کنی گریش برای شیره ولی نه جونم شیر بهونست من یقین دارم از بدنیا اومدنشه.

پسر که عصای دسته و اگر دختر هم باشی میمونی توی فضای بسته.

آره.

یه چیزی میبینی و فکر میکنی که عالیه ولی نمی دونی که اینجا عصر آدمهای دیجیتالیه.

فکر می کنی کسی توی این دنیا از روی محبت و دوستی برات گریه می کنه ..؟

هه ..!
نه جونم حتما قبلش داشته پیاز پوست می کنده.

یکی میاد دستت رو میگیره ولی فرداش ده برابرش رو می خواد پس بگیره.

عاقبت تولد تو اجله می دونی - پس چرا برای بزرگ شدن عجله می کنی ..؟

توی دنیای پر از درد و خشونتی ولی حالا که اومدی پس خوش اومدی.

- - - - - - - - - - - - - - -     - - - - - - - - - - - - - -   - - - - - - - - - -   - - - - - - - - - - -   - - - - -

دلم از خیلی روزا با کسی نیست    -----       تو دلم فریاد و فریاد رسی نیست.

- - - - - - - - - - - - - - -     - - - - - - - - - - - - - -   - - - - - - - - - -   - - - - - - - - - - -   - - - - -

سلام.

من بعد از تقریبا ... روز و ... ماه باز آپ کردم.

و می خوام ادامه بدم.

فعلا

بای.

دیگه این قوزک پام یاریه رفتن نداره   ---  لب های خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 5:18 بعد از ظهر  بدست  MaMaD.ShiShe  | 

 
Plain Text Attachment [ Scan and Save to Computer | Save to Yahoo! Briefcase ]